|
اوج پاییزی ترین ویرانیه دل اوج اشکای چشام و سوزش دل اوج گمشتگیه ترانه روی قلب ما اوج تیشه های دشمن رو تن کبود ما اوج حس غربته ، نشونه هارو گم کنی راه آسمون ببندن ، رو زمین تو سر کنی اوج یک حضور سبزه وقتی گریه می کنی از تو بارون چشات ، بوی خدا حس می کنی اوج یک سقوطه ، وقتی توی مه نبیننت همه دنبال توو ، تو هم به دنبال خودت اوج بن بست صدا توی همین دقیقه هاست تک و تنها توی جاده ، حسرت ثانیه هاست اوج دل شکستنه، پنجره اتاقمون لمس انتظارو فریاد رو تن پنجرمون اوج فریاده ، سکوتش اینو گلدونا می گن شبنم رو شیشه ها از دل اون خبر می دن حالا ما کجا وو پنجره کجا؟؟؟ حالا ما کجا وو گلدونا کجا؟؟؟ ما تو جاده گم شدیم، خیلی ها توی خودشون انگاری باید بگردن دنبال نام و نشون اوج بغضم تو همین کلام آخر بود و هست نفسم به رنگه غمناکه همین فاصله ست همه اوجا وو سقوطا یه بهونست واسه من بنویسم که دلم رها بشه، توی خیال عشق من ...... گاهی وقتها نوشتن از تلخی ها وادارت می کنه به اون کسی که دوست داری بیشتر فکر کنی، بلکه تلخیه کام خیالت واسه لحظه ای از بین بره... ما آدما عادتمونه خودمونو به یه بهونه زنده نگه داریم.... منم بهونه دارم.. مسافر کویر
|
About![]()
نـگـاه کـن !! Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 مرداد 1385 تیر 1385 Links
هوای پاییز |