|
من گــنــاهــکــارم... گناهم این همه عشق و بغض و تنهایـیــست گناهم در تاریکی نشستن است اگر برای لمس جرم گناهانم می آیی ، بدان پیشتر آنها را به دستـانـت بخشیدم اگر آمدی نــگــاهــم را لمس کن... من گم شده ام در وسوسه با تــو بودن ، و آنقدر گم می شوم تا تــو مرا بیابی اینقدر در این جاده آشفتگی می کنم ، تا تــو مرا به صبوری و ماندن بخوانی ابــرهــا می آیند ، اما باد نمی گذارد که بمانند... آنقدر می نشینم تا بــاران ببارد .... تا غبار از سر و رویم بشوید دلــم شــور مــی زنــد نکند باز هم تــنــهایــی همسفرم باشد... باز هم نرسیدن ها کوله بارم ، باز هم افــســو س هــا می دانی اگر امـروز هم بگذرد و همدیگر را پیدا نکنیم ، چقدر باید منتظر بمانیم تا فـردا برسد؟ نگو که فــردا نزدیک است.... نگو که امید راه حـل انتظار است.... تو خودت می دانی بعد از پایــیــز برگی نمی شکفد تو خودت می دانی پایــیــز را دوست دارم ، اما نه این پایـیـز را... اگر امروز بگذرد و پیدایت نکنم آنوقت من می مانم و این همه تا ریکی این همه تنهایی این همه سکوت و رویا و اشک هیچ می دانی برای آمدنت چقدر با ثانـیـه ها دویده ام؟ هیچ می دانی چه حرفها شنیده ام ؟ همه می گویند این همه دلـتـنگی پاسخی جز تـنـهایی و سکوت ندارد... همه می گویند پـیـر می شوم و تـو نـمی آیـی... امـا مـن ... اما من می دانم فـقـط چند روزی دیـــر کرده ای مــی دانــم کــه مــی آیــی... مــی دا نـــــم.... ***** مــــســــا فـــــر کـــــو یـــــر + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 17:37 توسط محمد علی |
هر چی کار بد توو دنیاس ، مال ماس هر چی تزویر و دروغه ، توو دل سنگیه ماس هر چی فرصت طلبی توی زمونس ، مال ماس هر چی خنجر به رفیق زدن ، توی مرام ماس همه خــــو بــــن ، ما بــــــد یـــــــم بــدارو با خــوبــا چـیـکــار ؟ ما باید بارمــون و ببندیــم و از پیششون بــریــم کنــار هــمــه بــا صداقــتــن ما پی دوز و کـلکیـم همه خوب هم می خوان و توو بــدی ما سرکــیــم خــیــر نــیــت هــمــه جغد توو قصه ها مایـیم دنبال آب و علف از پی دیگرون مایـیم هر قدم که می زنیم فکری برای اون داریم هر کجا سکوت کنیم نیتی پشت اون داریم ما بدیم ، خوب می دونیم مدعی نیستیم به خــدا خوبا ول کنید بدارو تـا بشـیم ز هم جــدا .... ما نگاهمون روو حس بدیه ما کلاممون پٍٍِِِر از خط خطیه ما حضورمون پر از شیطونیه توو نبودمون میگن لعـنتیه ... نمی دونیم چه کنیم؟ کمک کنیم ، یا نکنیم؟ نمی دونیم ، بشینیم؟ نگاه کنیم ، یا نکنیم؟ ندونستیم آخــرش کدوم طرف جاده ماس؟ پا توو هر را می ذاریم خوبا میگن که مال ماس!! ... چشمای اشکی مونم دیگه خریدار نداره دلمون می سوزه هم کسی که باور نداره آخه دل سوزیمونم میگن رو نقشه و ریاست اگه رو نشون ندیم میگن ببین فکر چیاست بار هر کس که کشیدیم میگن این هنر نبود آخه از روز ازل حرف و عمل یکی نبود می دونم ، مشکل کار کوتاهیه اون دیوارس هر کی هر جا کم آوُرد دیوار ما ، اون کوتاهس ... یه روزی هـم مـا بــدا خوبی بودیم ، واسه همه کـام خـوبـا تـلـخ شـده ما بد شدیم ، چه یک دفه!! می دونم ما بد شدیم برای اینکه عاشقیم چشامون کاسه خون مثـل گـل شقایـقـیم .... خوبا خوب نمی دونن اونا خوبن،، یا ما بدیم ؟ جواب این پرسش و توو روزگار جواب می دیم ***** ما بدیم ..... خیلی ها خوبن ، اصلا" همه خوبن ، ماهن .... ما از بد هم بدتریم باید دید کیا مارو بد میدونن؟؟ واسه چی؟؟ شاید ، چون دیگه نفعی نداریم!! شایدم چون یکی گفت ما بدیم ، همه تکرار می کنن!!! شایدم...... بی خیال، آره مــــــا بــــــــدیــــــــــم شما ها خوب بمونید، تا اون دنیا پرونده هامون و بدن دستمون... به امید دیدار مسافر کـــویــر ۸۵/۵/۱۴ + نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386 16:52 توسط محمد علی |
|