تبليغاتX
تـرانـه هـای سـوخـتـه

تـرانـه هـای سـوخـتـه

نـه شاعرم ، نـه نـویـسنده .. خـط خـطی می کنم تـا مـطمئن شوم نـمرده ام .. هـمین

خـسته نـشو ای دلکـم

تـنها تـویـی کـه یـارمـی

هـمنـفس دقـیـقه هـام

هـمـدمـه خـاطـراتـمی

***

خـستـه نـشو از روزگار

زنـدگی جـذر و مـد داره

یه روز بالا ، یه روز پایـین

روزای خـوب و بـد داره

***

ما کـه با هـم خـیلی روزا

تـلخ و شـیرینـش رو دیـدیـم

یـه وقـتا تـاریکـیه مـحض

گـاهـی طـلوعش رو دیـدیـم

***

غـصه نـخور ای دلـکم

قـسمت مـا ، ایـنطوری بـود

قـصه زنـدگـیه مـا

یـه جاهایـیش تـاریکی بـود

***

یه وقـتی بـی وفـا نـشی

تـو هـم مـثه قـاصـدکـا

بـری و تـنهام بـذاری

با مُـشـتی از آرزوها

***

مـن و تـو و بـارون و شـب

پُـر از هـجـوم گـریـه ایـم

وفور عـشـق و خـاطـره سـت

حـیف که دیگـه بـی بُـنیه ایـم

***

ای دلـکم ، ای دلـکم

شـرمـنده تـو هـم شـدم

یک شـبه پـیر مـن شـدی

مـنی کـه ، قـاتـلت شـدم

***

اگـر کـه باز فـرصتی شـد

دوبـاره عـاشـقی کنـم

شـبنمـه چـشمای تًـرُ

نـذر قدمـهات می کـنم

*****

پ.۱ :وقـتی کـه تنهای تنهایی ،، این دلـت است که با وفـا ترین یـار دنیاست

        مـن در حـقت ظـلم کـردم .... و تـو با روزهای من سوخـتی 

        امـیدوارم مـرا ببـخشی ،  دلــــکـــم

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت21:5توسط محمد علی | |